سپاس گذاری فرخنده زهرا نادری

ميخواستم در اولين فرصت اولين پيامم را براي سپاسگزاري و حسن نيت تبريكي هاي كه از دوستان مهربانم در فيس بوك بدست اورده بودم بنويسم. اما فراموش كردم كه اميد هاي ما حتي تا فردا،بيشتر اوقات، خيلي عمر كوتاه دارند چون زنده گي هاي ما از صبح تا شام با مرگ پنجه نرم ميكند و مرگ طبيعي اينجا در مقابل قتل هاي انساني پايین ترين درجه را در لست امكانات به خود گرفته، پس در فاصله هفته ها ما بايد به يكديگر بدرود را بطور احتياط بنويسيم تا اينكه اخرين كلام ما را به ديگران رسانيده باشيم.

اين فضاي جنگلي و سياست حيواني راه حل چالش هاي بشري نيست اما چون ما بيشتر از محبت تنفراموختانديم اين است فضاي از هم پاشي هاي دروني ما. اين درياي خون، از كابل تا به هلمند و از هلمند تا به قندهار خون ملتي است كه جاري ميشود نه مليتي خاصي! پس خشكانيدن اين درياي خون تنها بوسيله نيروي يك ملت ميتواند توقف كند نه ذريعه مليتي خاصي. اينجا افغانستان است كه ميسوزد و همه انسان هاي كه در ان بخود اشيانه و كلبه ساخته مواد سوخت اين اتش فشان ميگردد پس اين درد هاي مشترك بايد هويت ملي ما را قوي تر ساخته اتحاد ما را مستحكم تر سازد نه اينكه هر قوم تنها به خون خود ارزش قايل گرديده و به خون قومي ديگري بي اعتنا و انتقام جويانه قضاوت كند.

همه ميدانيم كه تسليت هاي ما تنها اخلاق اجتماعي و اداب معاشرت ما را حفظ ميكند و تقبيح هاي ما ادامه مبارزه و تسليم ناشدن ما را در مقابل فرهنگ وحشت و دهشت، نمايان ميگرداند.پس بايد با تمام خستگيِ واژه هاي زخمي ما تسليت و تقبيح ما را ادامه دهيم تا حرمت فرهنگ والاي انساني را نه تنها بر زنده هاي ما حفظ كرده باشيم بل جسد هاي انسان هاي شهيد ما را در انتهاي جنگل قدرت و وحشت با حيثيت فرهنگ انساني بدرود گويم.

اما همه ميدانيم كه مسوليت اساسي ما نه تنها تسليت و تقبيع است و نه هم تنها انگشت بلند نمودن و نقد نمودن بر ديگران. بل مسوليت اساسي ما اين پيام را ميرساند كه ما از اين وضيعت بسوي بهتر شدن نميرويم تا اينكه تغييرات را از خود اغاز نمايم. اگر واقعا از دل و جان با شعله هاي خون سرخ اتشين اين انسانهاي سرزمين ما كه هر ماه و هر سال شهيد وحشت پرستي ها ميشوند ميسوزيم بايد تغيرات مثبت را بميان بياوريم بايد تعهد عمل خوب و نيك را از خودما اغاز نمايم تا تفاوت ما را با تروريستان و بيگانگان خونخواريكه از نقاط ضعف ما استفاده نموده وارد خانه ها و منازل ما گرديده ما را نشانه ميگيرند، نشان داده روشن سازيم تا باشد دوست و دشمن از بين اجتماع روزمره ما معلوم گردد

هر باريكه قهر و زجه درد از دست دادن انسانهاي معصوم خاك ما را احساس ميكنيم و موج غضب ودرد ان كه سيماي زردرنگ ما را با موج خون جوشانيده احساسات ما را بلند ميبرد در ان زمان در پهلوي بلند نمودن انگشت انتقاد به خطا هاو گناه هاي ديگران از خود هم بپرسيم كه من در شكل گيري اين وضيعت چه نوع سهم مثبت ویا منفي را ايفا نمودم؟ و چطور ميتوانم انرا بهتر سازم؟

اخر ما چرا به اين سطح بيچاره گرديديم و كليد خانه را از دست داديم تا بيگانگان با زير پا گذاشتاندن ابرو و عزت ما وارد حريم و خانه هاي ما ميشوند و از امكانات و انسانهاي سرزمين خود ما مستقيم و يا غير مستقيم عليه هويت ما استفاده نموده خانه هاي ما را ويران ميسازند؟

اري مشكل برخود ماست: از حكومت گرفته تا دولت، از دولت گرفته تا فعالين ملت. ما كسانيكه فعاليم در هر عرصه ای كه است چه سياسي، چه اقتصادي، چه فرهنگي و چه اجتماعي و يا مدني، هر فرد ما بايد خودرا مسوول اين اوضاع بدانيم. اين حكومت و دولت مردان و زنان، فعالين اجتماعي، سياسي، قومي همه اتباع همين كشوراند ازفساد اداري گرفته تا فساد رفتاري، از فريب گرفته تا خصومت، از حسودي گرفته تا تفرقه افگني، از تبعيض گرفته تا قومپرستي اين همه جز خصوصيات بخش هاي مختلف ما گرديده است و ما همه ميدانيم كه اين اوضاع دشمن را قدرت بخشيده است لذا مسوول اين اوضاع و عملكرد ها خود ما هستيم. حقيقت اين است كه با اين خصوصيات همه ما ناامن و در عدم مصونيت و متزلزل زنده گي ميكنيم. در چنين وحشت حتي وحشي ترين ها مصون نيستند. پس بپذيريم كه مسول اساسي اين اوضاع خود ما هستيم چون هر فرد ما به تنهايي توان تغيير اوردن درابعاد خارجي را به ساده گي نداريم اما توانايي اوردن تغييرات بر رفتار هاي خراب خود ما را داريم. پس اگر تغييرات كوچك را بر رفتار و حركات خود ما نياوريم هيچ گاهي قادر نخواهيم بود كه اين اژدهاو ديو هاي بزرگ را از پا در اورده بر رفتار هاي بزرگتري تاثير گزار باشيم.

مامورين ولسي جرگه به چه بيرحمي شهيد شدند جرم شان تنها خدمت كردن بنام مردمسالاري و ملت بود و بس. عكس هاي كه از جوانان شهيد ديپلومات ميبينم خيلي تكان دهنده است. سفارت امارات كه براي انجام كار نيك بر يتيمان ما رفته بودند بجرم اداي مسووليت ديني و اسلامي شان محكوم به مرگ شدند. همكارم اقاي بازمحمد جوزجاني همچنان در جمع شهيدان استند اما بسياري اشخاص اند كه نه عكس شان را ديده ام و نه شناختی از انها دارم اما ميدانم اين درد براي فاميل و دوستان شان خيلي كشنده است. صبر جميل براي بازمانده گان و فردوس برين براي شهيدان و اعمال نيك و اراده قوي مبارزه را بر تك تك ما استدعا دارم تا بتوانيم بصفت افسر قشله اجتماعي، سياسي و فرهنگي خود ما رفتار ما را انساني تر و مدني تر سازيم.

فرخنده





Leave a Reply