سخنراني فرخنده زهرا نادری براي دادخواهي كانديداتوري افغانستان در شوراي حقوق بشر ملل متحد،:

نشست حاشیه‌یی مآموریت دایمی افغانستان در ملل متحد – نیویارک

جولای – 2017

بسم الله الرحمان الرحیم.

پس از چاشت همه بخیر!

خیلی خرسندم که اینجا هستم و خیلی برايم دلچسپ است که در هر پنل افغانها بيشتر شاهد رشد شان استند. خیلی سال های دور نبود که ما مردم افغانستان به ویژه زنان به شدت خواهان حقوق بوديم كه امروز ان خواهشات به حقوق ابتدايي ما مبدل گرديده است و بلند پروازي هاي ما حالا بما ميگويد كه اين ديگر كافي نيست ما بيشتر بايد بلندتر و بلندتر برویم، یعنی ما فراتر از فضاي جنگ می خواهیم حرکت نموده و ارزش های سده بیست و یک را لمس نمايم. این هدف ما را به تحرک وا می دارد؛ این هدف ما را انرژی می دهد. و امروز من و همکارانم (زنان) در هیج جایی از جهان، از نیویارک گرفته تا لندن و در هر جایی دیگر جهان، مهاجر نشديم وخطر پذيرفته در افغانستان هستيم زیرا ما به آینده افغانستان باور داریم.

ما باور داریم که کار و زحمت ما تغییری را به میان خواهد آورد.

هنگامی که من وارد پارلمان شدم و هنگامی که از آنجا بیرون شدم، من شاهد تغييرات بودم یعنی موهای سفید را در سرم مشاهده کردم. ولی همگام با آن موهای سفید، من تغییری را نیز مشاهده می کردم تغییرات در آن کشور { افغانستان}.از يك طرف شما قيمت تغيير را مياموزيد اما از طرف ديگر شما ميدانيد كه شما ميتوانيد تغيير عامل (change agent)/با عث تغيير گرديد.

ما، برای حضور زنان در سطوح بلند رهبری، کمپاین می کردیم و در این بخش مبارزه را آغاز کرده بودیم که چرا زنان در بخش های بلند دولتی حضور ندارند.چرا ما خانم اول فعال نداريم كه زنان در سطح ملي اساس حمايت و حفاظت نمايد.

ما می خواستم حضور زنان در شورای عالی صلح که عالی ترین شورا در سطح ملی است، افزایش بیابد.هدف ما از این کار این بود که آنان در این شورا حضور قوی داشته باشند که از بلند کردن صدای شان هراس نداشته باشند.

ما، امروز بانوی اول را در کشور داریم که بسیار فعال است و در باره حقوق زنان و اهمیت خانواده حرف می زند.در کنار آن مردان و زنان زیاد برای بهبود وضعیت اجتماعی افغانستان کار می کنند.ما امروز پنج سفیر زن و یازده معاون وزیر داريم. همچنان یازده زن با صداي بلند در شورای عالی صلح داریم كه حالا باورمندي ما در اين است که این يازده زن می توانند تغییری را ایجاد کنند. قبلا با تمام اطمينان سياسيون،زنان نگران بودند كه حقوق شان در پروسه صلح معامله خواهد شد، ولی حالا ما از آن وضعیت گذشته ایم.

ولی، این مساله به این معنا نیست که مشکلات وچالش های ما در افغانستان از میان رفته و این کشور به بهشتی مبدل شده. نه، مساله این طوری نیست.

من فکر می کنم، آنچه حالا در حال رخ دادن است،‌این است که چهره چالش ها تغییر می کند. ولی، ما می توانیم پیشرفت را در کشور ما تعریف کنیم.

من باور دارم که دموکراسی تنها بخاطر زیبایی حرف ها نیست، بل بخاطر ارزش عمل ها نیز می باشد.

برای همین ما مطمین هستیم که صداها، ارزش ها و خواسته ها ما نهادینه می گردد.

دموکراسی در نبود نهادها، ریشه پیدا کرده نمی تواند، بل جای خود را به دیکتاتوری در لباس دموکراسی عوض می کند.

حکومت ما برای تقویت نهادها که در نهایت به تقویت دموکراسی می انجامد، تلاش می کند و متعهد است. من می توانم در این باره از خودم مثالی بیاورم: هنگامی که من به اتحادیه بین الپارلمانی رفتم، یک پرسش در ذهنم خطور کرد که موقف افغانستان در اینجا چیست؟ آی مابطور مهمان فقط میایم و دو باره بر می گرديم؟ و یا این که ما در این جا سهمی نیز می داشته باشیم؟

بخاطریکه، اتحادیه بین الپارلمانی در واقع پارلمان جهانی است و ما امید داریم که یک روز این نهاد به حدی قوی گردد که کشورهای بیشتری را برای ارزش های که ملل متحد در قبال شان صدا بلند می کند،‌ مسوول و حسابده بسازد.

توسط داد خواهي ولابی گری ما موفق به گرفتن يك كرسي به افغانستان شديم و بعدا من ريس اين کمیته ذريعه راي كه كميته سوم يعني کمیته دموكراسي و حقوق بشراتحادیه بین الپارلمانی بود گرديدم امازمانيكه من از پارلمان بيرون شدم چيزي كه برايم مهم بود، اين مفكوره بود كه اين مهم نيست که من هميش انجا باشم بل اين مهم است که دروازه ی را برای افغان هابگشاییم که بعدا آنان دستآوردهای کلان و کلان تر را برای افغانستان به ارمغان بیاورند.

بعدا، شماری از همکاران ما از آدرس پارلمان افغانستان در آنجا کرسی هایی را بدست آورده اند و حتي ریاست کمیته های این نهاد را پیش می برند. حالا ديگر اين عملكرد به يك فرهنگ مبدل شده است.

بنابرین، راه حل چیست؟

راه حل؛ نهادینه ساختن ارزش های ماست. همان طور که از تجربه شخصی خود یاد کردم، ميخواهم برجسته بسازم كه اگر ما ميخواهيم اين دست آورد ها را در حافظه نهاد ها وارد نمايم كه تنها صداي چند تن محدود كه در اطراف رفته صدا بلند نمايند نباشد بل ارزش و دست آورد تمام افغان ها باشد. بايد توجه به نهاد ها نمايم.

این مهم است که ما می توانیم این مساله را به اهداف ” انکشاف پايدار” نیز پیوند بدهیم.

برای این که توانسته باشیم در باره اهداف انکشافی پایدار سخن بزنیم، بار دیگر توجه تان را به ارزش و مفکوره “ملل متحد واحد” و “خدمات واحد” جلب می کنم.

صحبت کردن در باره ” یک ملل متحد” ميتواند جنجال‌برانگیز است ولی اگر از زاويه افغانستان وارد اين بحث گردم ميخواهم روشن بسازم كه اين مفكوره براي ما خيلي مهم پنداشته ميشود زيرا آخر ما خدمات ما را واحد ميسازيم در آن صورت ما به نهاد هاي ما نيرو مي بخشيم. و با قدرت بخشيدن به نهاد هاي ما ارزش هاي خود را به نسل هاي بعدي ما انتقال ميدهيم.

برای همین، این مساله به من اجازه میدهد که بگویم كه زماني افغانستان كانديد نهاد هاي جهاني و ملل متحد است براي ملت ما حايز اهميت است زيرا ما با جهان بيشتر ارتباط پيدا ميكنيم و در مورد ارزش هاي كه در نيويارك رويش صحبت ميگردد در آن‌صورت ما در مورد همان ارزش ها در دور افتاده ترین روستای افغانستان که مملو از چالش است – نیز صحبت کنیم. در دور ترين قريه جات اقغاستان كه با چالش هاي بزرگ مواجه است بحث و گفتمان خواهم داشت.

من امیدوارم که در دور بعدی سخنرانی ها،‌ ما بتوانیم در باره این مساله صبحت نماییم که افغانستان در سازمان های جهانی به ویژه ملل متحد ریشه یی دارد؛ با این مفهوم که آنچه را که ما داریم، همان تجارب را برای جلوگیری از وضعیت های مشابه در دیگر کشورها نیز استفاده می کنیم.اگر ما یک نگاهی به دوره طالبان بیاندازیم، درک می کنیم که اگر ما آن اشتباه دوره طالبان را دو باره تکرار نکنیم، جهان، مکان زیباتری خواهد بود. درسی را که ما مردم افغانستان از طالبان آموختیم، اگر همان درس به یاد سپرده شود، ما دیگر داعش نخواهیم داشت. در آخر می خواهم بگویم که برای یک جهان به هم پیوسته، برای حقوق مساوی و جهانی که در صلح و خوشبختی است، ما به مبارزه مان ادامه خواهیم داد.”

 





Leave a Reply